تبليغاتX
خرس قهوه ای شاید هم سیاه

خرس قهوه ای شاید هم سیاه

خاطرات دور از ماوا

با مدت نسبتا زیاد تاخیر این نوشته را مینویسم - البته از نظر خودم - اتفاقات زیادی افتاده - پلن دی درست شده - میدونم که خودش هم اینرا میخواند - پیشرفت فراوان و سریع - شاید آخر هفته بریم شیراز - فردا شب هم مهمان همسفران کنسرت هستم - البته امیر هم هست - با پلن دی به اصفهان و شمال رفتیم - خیلی راحتم - فکر نمیکردم که اینقدر راحت باشم - با خرسبچه هم صحبت کردم - قرار بود برام نقاشی بفرستد - نمیدانم چرا نفرستاد - البته میدانم چرا - امروز باز هم یکی از آن جلسات داشتم - نرفتم - برعکس همیشه حضورم لازم بود - چند روزی است که بدجوری مشغولم - هفته دیگر عمل دارم - میخوام که کارهام را تمام کنم و بعد بروم - یک چند کیلویی کم کردم - اما فائده ندارد - هنوز کلی گنده ام -
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 18:24  توسط ونگریز  |