فیلم تام جونز را هم بدست آوردم - مال ۱۹۶۳ است - اولش را دیدم خوشم نیامد - کتابش خیلی بهتر بود - حالا فقط دیوید کاپرفیلد مانده - البته یکی گرفتم ولی به زبان ایتالیایی - حالا منتظر زبان انگلیسی آن هستم -
کوتاه مدت یکروزه - هوس دونات با کوکا - یک غذای سنگین - حدالقل بتونم بیست صفحه از کتابی را که میخوام بخونم - فیلمی جنگی هم ببینم -
کوتاه مدت یکهفته ای - بتونم فیلمهای "دیویدکاپرفیلد" و "تام جونز" را داشته باشم و ببینم - مطمئن شم که کارم تمام میشه - این خونه ای که بهم ریختم مرتب شه - این نشتی شیر آبگرم حمام را درست کنم - دوباره شروع به ورزش کنم -
کوتاه مدت یکماهه - بهم خبری در مورد ماشینی که پیش خرید کردم برسه - پلن ای درست شه - یا جایگزینش - یک لنز برای دوربینم بگیرم -
کوتاه مدت سه ماهه - یک جابجائی مثبت داشته باشم - شروع به کوهنوردی بکنم - البته تپه نوردی -یک ۱۰ کیلویی وزن کم کرده باشم - اولین سفرم را هم با ماشینه برم - البته پلن ای هم همراهم باشه که خیلی بهتره - یک پلی استیشن بگیرم - بتونم برای تولد خرسبچه اون کادوئی را که میخواد بفرستم -
شش ماهه - یک سفر برم پیش خرسبچه - خانه ام جاش عوض شه - بتونم بعضی ها را بفرستم سفر - پلن ای صد در صد درست شده باشد - عید هم بامن باشه -
حالا بعضی ها هم اگر بگن که اینها هدف است و نه هوس باید بگم که تا قدمی بسویشان برنداشتی هوس است ولی اولین قدم واقعی و با اراده را که برداشتی میشه هدف - در ضمن آرزوی دیدن خرسبچه و بازی با او همیشه بوده و هست و خواهد بود - و لزوما چون جز جدائی ناپذیر از افکار و روانم است لزومی به تکرارش در تمام زمانها نمیدیدم -
ام الپینکی هم الان یک خبر نسبتا خوب بهم داد - البته در مقابل بستری شدن کسی در بیمارستان برای دیشب و امشب هیچ خبری فائده ندارد -
۱ - کاری که خیال میکردم تمام میشه باز مدت مدیدی عقب افتاد - باید دو تا از اونها هم به جلسات بیان - شاید خیری باشه و بنفع -
۲ - Plan A جدیدی پیدا شد و Plan A قدیم به Plan B تغییر یافت - اسمش را هم PL گذاشتم - کمی جدی است - البته برای من دیگر همه چیز مسخره -
۳ - دیشب بچه های دوره لیسانس دور هم جمع میشدند - درکه - من و موجی نشد بریم - ساعت۷ آنجا - بیچاره متاهلین - من و موجی تازه ساعت ۷ تا ۷ونیم کارمان تمام میشد و باید دوشی میگرفتیم - حدود ۹ میرسیدیم - من که از خیرش گذشتم -
۴ - یکی برای بار دوم بازنشسته میشه - البته برای خودش برنامه هم گذاشته - عالی شد و مسئولیت من بیشتر - میخواد یکی دو ماهی بره شمال -
۵ - دیروز پریروز دلم واسه یکی از همکاران اسبق تنگ شده بود - کمی تا قسمتی - حرفهای جدی بامزه از نظر من میزد - کلی شاد میشدم از شنیدن نظرات و حرفهاش - حتی مزه پرونیهاش هم بی نکته بود - خلاصه یک عنصر بامزه از نظر من و یخ از نظر دیگران بود -
۶ - دوباره باید اون حالت منفیتم را به چهره بگیرم - دوست ندارم کسی را ناامید کنم - بهتر است کسی امید نداشته باشد تا نا امید شود -
۷ - برای ابوقراضه قبلی جانشینی پیدا کردم که اگر خدا بخواد از ۲ ماه دیگر شروع به خدمت میکند - تقریبا مشخصاتش یکی است - کمی جادارتر -
۸ - احتمال دارد با توجه به این برنامه پرداختهام آخر سال دیگر برگردم پیش خرسبچه - بدهی هام را بدم و چیزهایی برای کسانی آماده -
البته انجام بعضی از موارد فوق به PL ربط داره -
|
Artist: Aretha Franklin |
First I was afraid,
I was petrified,
Kept thinking I could never live without you by my side,
But then I spent so many nights just thinking how you did me wrong
And I grew stong
And I learned how to get along
And now you're back
From outer space,
I just walked in to find you here
With that sad look upon you're face,
I should have changed that stupid lock,
I should have made leave your key,
If I'd known for just one second
You'd be back to bother me.
Go on now go,
Walk out the door,
Just turn around now,
Cause you're not welcome anymore,
Weren't you the one who tried to hurt me with goodbyes
Do you think I'd crumble?
Do you think I'd lay down and die?
Oh no not I
will survive
Oh as long as I know how to love
I know I'll stay alive
I've got all my life to live
I've got all my love to give
And I will survive
I will survive
Hey Hey!
It took all the strength I had
Not to fall apart
I'm trying hard to mend
All the pieces of my broken heart
And I spent oh so many nights
Just feeling sorry for myself
I used to cry
But now I hold my head up high.
And you'll see me
Somebody new
I'm not that chained up little person
Still in love with you
And so you felt like dropping in
And just expect me to be free
But now I'm saving all my lovin'
For someone who's lovin' me
Go on now go
Walk out the door
Just turn around now
Cause you're not welcome anymore
Weren't you the one who tried to break me with goodbye?
Did you think I'd crumble?
Did you think I'd lay down and die?
Oh no not I
I will survive
Oh as long as I know how to love
I know I'll stay alive
I've got all my life to live
I've got all my love to give
I will survive
I will survive
Hey hey!
۱ - وقتی هوا گرم است دوست دارم یک شیشه ماالشعیر یخ یگذارم زیر دو تا کف پام یا زیر بغلم و احساس خوبی از خنک شدنم ببرم - از اون شیشه های بهنوش سبز رنگ - خیلی کیف میده - تب هم که میکنم شیشه ها را لای پارچه میپیچم و کف پایم میگذارم و سعی در پایین آوردن تبم مبکنم - اگر خرسبچه هم اینجا بود و خدای ناکرده تب میکرد حتما این کار را انجام میدادم -
۲ - دو تا خاطره از خرمشهر قبل از جنگ دارم:
الف - یکیش مال حول و حوش انقلاب بود - بابای گیگا داشت یک خونه در تهران میخرید که صاحبش مال خرمشهر بود - با او و بابام از اهواز رفته بودیم خرمشهر - یک مرد نسبتا مسن بود وکلی عکس بچه های تحصیلکرده - لیسانس و فوق لیسانس - با توجه به فرم لباس و شالشان اونجا بود - یکیشان لباسش آبی بود - و همه مثلا مدرکشان را لوله کرده بودند و دستشان گرفته بودند - اثاثیه خانه نشان از یک زندگی قدیمی جوندار میداد - همیشه دوست داشتم عکسهایی مثل آنها در خانه پدری من باشد که نمیشه - البته اثاثمان هم مثل اونها نیست -
ب - سال بعد از انقلاب دائیم و پسر خاله اش که تازه از خارج آمده بودند - آمده بودند اهواز - پسر خاله مادرم دوستش در خرمشهر بود و میخواست بره دیدنش - بدلایلی که نمیدانم من را هم بردند - شاید مادرم اینها میخواستند با آنها سرخر بفرستند - خانه دوستاشان در یک محوطه ویلایی بین خرمشهر و آبادان بود - کلی بچه و جوان - از بعد از جنگ همیشه فکر میکنم چند تا از آنها جون سالم بدر بردند -
۳ - قبلا هم گفتم همیشه یک تصمیم آنی میگیرم و حرفی میزنم و بعدا همانطور که امروز برای ام پینکی نوشتم مثل سگ پشیمان میشم - حال چرا مثل سگ نمیدانم - ولی حسابی پشیمان میشم - امروز یکی از آن روزها بود - کسی ورود ممنوع میامد مجبورش کردم که برود عقب تا من رد شوم - بعد آمد کلی متلک گفت - بچه هاش باهاش بودن - چیزی بهش گفتم در مورد کارش - بعد پشیمان شدم - چرا جلوی بچه هاش در مورد شغلش گفتم - واقعا پشیمانم - اما نمیدانم چکار کنم - تا بهش گفتم پشیمون شدم - این دهن لامذهب بسته نمیمونه -
۴ - خیلی زیاد دارم خواب خرسبچه را میبینم - خیلی زیاد - حقه بازی شده که باور نمیکردم - دارم تمام فرصتهای بازی با او در سنینی که دوست دارم را از دست میدم - نه اولین شنایش را دیدم و نه اولین رقصش - دو ساله تولدش را ندیدم - احتمالا اولین روز مدرسه اش را هم نمیبینم - اولین دوست دخترش - اولین ماشین بلند کردنش و ... - لعنت به این زندگی - من به هیچکس بدی نکردم - شاید هم نمیدانم و کردم -
