۴ تا نکته در مورد خودم:
۱ - وقتی هوا گرم است دوست دارم یک شیشه ماالشعیر یخ یگذارم زیر دو تا کف پام یا زیر بغلم و احساس خوبی از خنک شدنم ببرم - از اون شیشه های بهنوش سبز رنگ - خیلی کیف میده - تب هم که میکنم شیشه ها را لای پارچه میپیچم و کف پایم میگذارم و سعی در پایین آوردن تبم مبکنم - اگر خرسبچه هم اینجا بود و خدای ناکرده تب میکرد حتما این کار را انجام میدادم -
۲ - دو تا خاطره از خرمشهر قبل از جنگ دارم:
الف - یکیش مال حول و حوش انقلاب بود - بابای گیگا داشت یک خونه در تهران میخرید که صاحبش مال خرمشهر بود - با او و بابام از اهواز رفته بودیم خرمشهر - یک مرد نسبتا مسن بود وکلی عکس بچه های تحصیلکرده - لیسانس و فوق لیسانس - با توجه به فرم لباس و شالشان اونجا بود - یکیشان لباسش آبی بود - و همه مثلا مدرکشان را لوله کرده بودند و دستشان گرفته بودند - اثاثیه خانه نشان از یک زندگی قدیمی جوندار میداد - همیشه دوست داشتم عکسهایی مثل آنها در خانه پدری من باشد که نمیشه - البته اثاثمان هم مثل اونها نیست -
ب - سال بعد از انقلاب دائیم و پسر خاله اش که تازه از خارج آمده بودند - آمده بودند اهواز - پسر خاله مادرم دوستش در خرمشهر بود و میخواست بره دیدنش - بدلایلی که نمیدانم من را هم بردند - شاید مادرم اینها میخواستند با آنها سرخر بفرستند - خانه دوستاشان در یک محوطه ویلایی بین خرمشهر و آبادان بود - کلی بچه و جوان - از بعد از جنگ همیشه فکر میکنم چند تا از آنها جون سالم بدر بردند -
۳ - قبلا هم گفتم همیشه یک تصمیم آنی میگیرم و حرفی میزنم و بعدا همانطور که امروز برای ام پینکی نوشتم مثل سگ پشیمان میشم - حال چرا مثل سگ نمیدانم - ولی حسابی پشیمان میشم - امروز یکی از آن روزها بود - کسی ورود ممنوع میامد مجبورش کردم که برود عقب تا من رد شوم - بعد آمد کلی متلک گفت - بچه هاش باهاش بودن - چیزی بهش گفتم در مورد کارش - بعد پشیمان شدم - چرا جلوی بچه هاش در مورد شغلش گفتم - واقعا پشیمانم - اما نمیدانم چکار کنم - تا بهش گفتم پشیمون شدم - این دهن لامذهب بسته نمیمونه -
۴ - خیلی زیاد دارم خواب خرسبچه را میبینم - خیلی زیاد - حقه بازی شده که باور نمیکردم - دارم تمام فرصتهای بازی با او در سنینی که دوست دارم را از دست میدم - نه اولین شنایش را دیدم و نه اولین رقصش - دو ساله تولدش را ندیدم - احتمالا اولین روز مدرسه اش را هم نمیبینم - اولین دوست دخترش - اولین ماشین بلند کردنش و ... - لعنت به این زندگی - من به هیچکس بدی نکردم - شاید هم نمیدانم و کردم -